واقعا بهانه بود!
مجنون و آب و کوزه و لیلا بهانه بود..
زندان و چاه و یوسف و زلیخا بهانه بود...
میخواست عشق در جهان غوغا بپا کند..
قصه سیب و آدم و حوا بهانه بود..
ابلیس رانده شد چو عشقی در دلش نبود..
آتش و خاک و سجده هم آنجا بهانه بود..
شور کلام مولوی از شوق یاد اوست..
دیدار شمس و عشق مولانا بهانه بود..
تنها به یاد او غزل میگفت خواجه هم..
شاخ نبات و ساقی رعنا بهانه بود..
تفسیر تازه ای ازو در یوش زاده شد..
شعر نو و افسانه نیما بهانه بود..
سهراب در شب بیابان نام او شنید..
تصویر رود و یک زن زیبا بهانه بود..
مجنون و آب و کوزه و لیلا بهانه بود..
زندان و چاه و یوسف و زلیخا بهانه بود...
میخواست عشق در جهان غوغا بپا کند..
قصه سیب و آدم و حوا بهانه بود..
ابلیس رانده شد چو عشقی در دلش نبود..
آتش و خاک و سجده هم آنجا بهانه بود..
شور کلام مولوی از شوق یاد اوست..
دیدار شمس و عشق مولانا بهانه بود..
تنها به یاد او غزل میگفت خواجه هم..
شاخ نبات و ساقی رعنا بهانه بود..
تفسیر تازه ای ازو در یوش زاده شد..
شعر نو و افسانه نیما بهانه بود..
سهراب در شب بیابان نام او شنید..
تصویر رود و یک زن زیبا بهانه بود..
چون سایه ما حکایت اورا رقم زدیم
دلدادگی به دختر سا بهانه بود
مغرور دل ربودن از همچون منی نشو
زیبایی تو و جنون ما بهانه بود
او عشق بود و عاشق و معشوق ،من و تو
گر دل به سپرده ایم تنها بهانه بود
ابو حسن مازنی
- ۰ نظر
- ۲۹ دی ۹۴ ، ۲۰:۵۴
- ۱۱۲۷ نمایش